برای او که موهایش باد را می رقصانند (2)

گویی هنوز حرفی مانده بود

دست کم اینطور به نظر می رسید

و شاید این من بودم که چنین اتفاقی را طلب می کردم

او

آب دهانش را قورت داد

و ساکت ماند

گویی کلماتی را فروخورده باشد

* * *

آیا حرفی نمانده بود

یا کلمات آدمی ناقص بودند ؟

* * *

من

حاضر بودم

مثل مرگ کسی

چند لحظه پیش از وقوعش .

او

سکوتش بود

که مانده بود .

 

" ٢ "

فکر کن

یک خوشبخت هستی

و بی محابا بخند

روی این خیابان خیس

خط سفیدی هست

که پیش از رسیدن به انتها

تکه تکه می شود

 

/ 4 نظر / 39 بازدید
محسن هورامی

مطالب عالیه و خیلی حیرت انگیزه ممنون ممنون ممنون

فانوس

معرفي كتاب در: فانوس (وبلاگ کتابفروشی فانوس واقع در کرج) هر سه هفته، يك كتاب. كتابِ اين پست: عنوان: خداحافظ گاري كوپر نويسنده: رومن گاري

مجموعه شعر نو هورامی

لطفا اشعار نو هورامی خود را به کافی نت ستاره بسپارید. حداقل 5 عدد تا در کتاب مجموعه شعر نو هورامی چاپ و منتشر شوند. ممنون

سلام شایان خوش تیپ از اظهار نظرت توی شونه ما ممنون با تصاویر زیبایی از دیار پاوه و اورامان بروز هستم منتظر نظرات سازنده و متفاوت شما خواهم بود www.PHOTOPAVEH.MIHANBLOG.COM در صورت تمایل با تبادل لینک خبرم کن هم شونه ما هم تصاویر دیدنی از پاوه