روزهای وحشت در تهران !

هر روز خون می بینم . هر روز بغض می کنم . هر روز از امیدم به زندگانی در این فضای رعب آور کم می شود . . .

سال ها پیش مختاری از " موقعیت اضطراب " سخن می گفت و حالا من با رگ و پوستم اضطراب را همراه با وحشتی عمیق لمس می کنم .

نیروهای وحشی ضد شورش که هیچ وقت باور ندارم اصالتی ایرانی داشته باشند با هجوم مغول آسای خود بر مردمان بی سلاح که نسبت به نتایج انتخابات معترض اند ، آنان را با شدت هرچه تمام تر سرکوب می کنند .

 فراموش نمی کنم زنی میانسال را که مظلومانه از گارد وحشی ضد شورش التماس کرد تا دخترش را نزند اما در جواب باتوم دید و لگد . . .

فراموش نمی کنم حمله موتورهای شاسی بلند نیروها را به عابران پیاده روها و چرخاندن محکم باتوم ها را به قصد ضربه زدن به معترض و غیر معترض !

فراموش نمکنم آن ابله وحشی صفتی را که با دیدن دستبند سبز بر دستانم به من حمله برد و با کمک همرزم های متوحش اش مرا به باد لگد و باتوم گرفت و داد زد : به موسوی رای می دی ؟! بگیر ! بخور . . . !

فراموش نمی کنم خون جاری همکلاسی هایم در دانشگاه تهران را بر سنگفرش ها و آسفالت های کوی و میدان انقلاب !

فراموش نمی کنم این همه توحش و حیوان صفتی را !

نه این بغض را دیگر نمی شود فرو خورد !

_______________________________________________________________

عکس های تجمع میدان آزادی و آنها که تیر خوردند :

www.ghamkade.blogfa.com

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
آزاده

ما حکومت دیکتاتور و دروغ نمی خواهیم.

محمد آشنا

سلام بر آزادی - درود بر جوانان وطن. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم چه خوش گفت پیامبر اسلام آیا این حدیث را نشنیده اید مواظب خودت باش رفیق

شکیب

الله اکبر

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درود بر شرف تو