آیا بکت زنده است ؟ هه

پاپتی روی مغز ساموئل

وبسایت شایان ربیعی

کلیسای کاتولیک چیزی در حدود 340سال بعد از محکوم کردن گالیله یعنی در سال 1992سرانجام به اشتباه بودن حکم خود اعتراف کرد .

گالیله انسان بدبختی بود ، یا به عبارت بهتر باید بگویم انسان به طور کلی در وضعیت ناجور و بغرنجی به سر می برد . شاید اگر گالیله کشته نمی شد و مثل نوح ( ع ) هزار سال عمر می کرد الآن می توانست هفدهمین سالگرد آزادی اش از زندان را جشن بگیرد.

هی . . . ! اما براساس علم بشری او حالا باید تبدیل به نفت شده باشد و احتمالا دارند صادرش می کنند به کشورهای دیگر  تا مثلا طی پالایش و فراوری های مدرن دوباره تبدیلش کنند به جوراب ، پاکت پلاستیکی ساندیس ، کرم دست و صورت و یا شاید  قیرگونی یکی از بام های خانه های یکی از شهرهای دنیا !

یاد جمله فرحبخش آن عزیز بزرگوار می افتم که آدم های زیادی را به جوخه عدم سپرد و خاطر نشان فرمود : " اگر گناهکار باشد که به سزای عملش رسیده و اگر نه که در آن یکی دنیا خدا اجرش را می دهد . "

اگر گالیله بود ، در این روزهای شلوغی فرهنگ و جشنواره و رقص و پایکوبی ،می بردمش به مجموعه تفریحی ، تجاری ، مترویی تئاتر شهر و حتما دوتا بلیط نمایش " در انتظار گودو " را تهیه می کردم تا با هم به تکرار زجر آور اجرای صدبار آن بخندیم . و دونفری روی سکوی گرد مخصوص تئاتر های خیابانی _ آره همان قالبی که که مثل دختران خیابانی ول است _ مانیفست نُچ را زندگی می بازی کردیم !! تا علاف های پارک دانشجو و بیکارهای چار راه ولیعصر یاد بگیرند که چگونه به سرگرانی ها و سرگردانی های این دنیای بیچاره بگویند " نُچ " .

دست گالیله را ول نمی کنم . باید خرفهمش کنم تا بداند که این دنیا گرد نیست بلکه حالا برای آدم هایش مثل کف دستشان شده و پته اش روی آّب افتاده .

اما نه . . . ! یقین دارم که دوباره مولانا مثل کلمه ای که یکهویی شعر ات را عاشقانه می کند می آید و احتمالا همراه با داریوش مهرجویی عزیز جلویم را می گیرد و در گوشم می گویند : " هی خُله ! به کسی نگویی ، کف دست آدم ها هم گرد است "
سرم را بلند نمی کنم ، شاهین زبانگهر و مختار غفوری و یک دو تا از بچه های دیگر هم آنجا دارند لول می خورند . آمده اند دنبال گالیله ! می خواهند ببرند طرز کار آسانسور را نشانش بدهند .
 

/ 15 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد آشنا

سلام خوب بود و لذت بردم. شاد باشی و امید که غم غربت از تو انسانی والا و بزرگ بسازد. این را در تو و همچنین در غربت می بینم و حس می کنم. باشد که چنین باد. [گل]

طه

خوب بود!!! خیلی خوب!!! اما بر پایه ی لجاجت، فکر می کنم که زمین مربع شده باشد!

افسانه

تو همین قسمت نظرات خیلی زود جوابم رو بده ... فهمیدی ؟ [عصبانی] نکنه که ...

مرضیه قلیچ خانی

سلام [لبخند] [لبخند] خوبید؟ [لبخند] [لبخند] فکر نمی کردم بچه های دانشکده اینقدر فعال باشن [تعجب][تعجب][تعجب] آقا یه سری هم به مددکاری ها بزنید .با شعری در رابطه با غزه منتظرتون هستیم خوشحال شدم باهاتون آشنا شدم (هرچند به صورت مجازی امیدوارم در دانشکده ببینمتون ) [خداحافظ] [گل] [گل] [گل]

مرضیه قلیچ خانی

با خوندن مطلبتون ناخودآگاه یاد این شعر افتادم تذکرة الاولیا حلاج توبه نامه نوشت دار فانی را وداع گفت او حالا در بغداد دار بست فلزی كرایه می دهد عطار در نبش بازار نیشابور داروی گیاهی تقویت جنسی می فروشد شبلی هم به دُبی رفته است و از شبكه مشاورین املاك جنید ٢٤ ساعته انا الحق می زند بایزید هم چنان با یزید است اگه اونها هم الن بودند هیچ گلی به سر بنده و جناب عالی نمی زدند[نیشخند][نیشخند][چشمک][چشمک]

منا

ببخشيد من تازگي ها خيلي بي ادب شدم بدون اجازه لينكتون كردم.

صدیقه حسینی

فاصله ی ناباوری روزهایم و روزهای ناباورم یک شعر کوتاه،یا غزل و چهارپاره ای ست که حالا دیگر گریه اش «بند» نمی آید! بیا و از بهم ریختگی شعرهایم برایم بنویس اینجا!روی بند بند ِ این چهارپاره منتظرت هستم....

منا

سلام. اصلا اصلا قابل شما رو نداشت راستي ديگه شعر نمي گين دلم براي شعراتون تنگ شده. موفق باشين.

حمید

http://abbasasadi.persianblog.ir/

متین

سلام یار وفادار خوشحالم که کاملا به روز ( بروز) هستی و این پست آخریت هم جالب بود ازم گله کردی که بروز نیستم آخه مرد حسابی توی این سرزمین خراب شده ماکه تو از آن متنفری و من به آن می بالم سرعت اینترنت همچون مغز برادران هیئت بطلمیوسی عصر گالیله شده و من هم با جیب خالیم توانایی اجاره خطوط پر سرعت را ندارم تا میام پرشین بلاگ را باز کنم نیم ساعتباید محو اینترنت اکسپلوررم باشم و قربان صدقه مودم عزیزم بروم و پاچه خواری خط تلفن وزین را بکنم تا تازه پرشین بلاگ از توی صفحه تخت مانیتور گردم بیرون بیاد توهم بیخود انتقادهای الکی از من نکن تازگی (ده رونم که یله ن ) بماند ,ازما فقیر فقرا نمی پرسی . ندایی بده ببینیم کی میای ولایت . خوش باشی [رویا]