و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

این چند شهر

این چند شهر

1.

گفته بودم در شهرهای کوچک تنها انسان های مازوخیست دست به تولید فرهنگی و هنری می زنند. چونکه شهروندان این کوچک شهرها به تمامی عادت دارند از ریز و درشت کارهای دیگران ایراد بگیرند و همینکه خود به مرحله عمل و اجرا برسند گردن از پا درازتر برگردند خانه شان . کاش ایرادهایشان راهبردی بود . . .

نتیجه اخلاقی : پاوه شهر کوچکی است .

2.

باید کوچه های خشتی و خانه های گلی شهر بی سرنشینی که در زمان های دور برو و بیایی داشته است دیدن داشته باشد . خاصه آنکه همسفرهای ات یکی تنبور نواز باشد و دیگری نی نواز و دیگری خوش صدا و همزمان خوش خنده و دیگری دوست طناز سال های خوب ات و آن دیگر خودت باشی که افسار ات را بی محابا دریده ای * ، . . . سفری که به درازای ریل قطار تهران _ دامغان خاطره آموز است .

نکته سفری : آن شهر قدیمی در اطراف سمنان است و سمنان در اطراف کومِش (دامغان). 

3.

. . . و تهران !

 شهری که با تمام آلوده گی های اش ، در آن راحت تر از هر جای دیگر این کشور چهل تکه ، می توانی نفس بکشی . هوای کمتر آلوده آزادی . . .

_____________________________________________________

* با یاد و احترام پدرم که وقتی دیر وقت ها به خانه بر می گردم با لهجه شیرین اورامی اش می گوید : " په ته ت  بریینه  "یعنی افسار ات را دریده ای.

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها : پاوه ، دامغان ، سفر ، تهران