و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

 

یادداشتی کوتاه در معرفی هادی سپنجی ، شاعر معاصر هورامی

او پیش از آنکه زاده شود ، شاعر بود !

قافیه هایش را از باران و بلوط چیده است . انگار در جاری رودها قدم برداشته و با هر گامی آفتابی را میهمان دشت ها و دره های هورامان کرده است . انسان های شعر او همزاد درختانند و درخت ها دستان گشوده طبیعت ! که بی دریغ آغوش آدمی را آغشته از نور و شور و سپاس می کند .  او زمرد شعر هایش را به واژه های زبان مادری اش آراسته و در زمینه شعر فارسی جز آنکه گهگاه ، کار نکرده است . سعی می کنم نمونه هایی از ترجمه هایش را در نوشته های بعدی بیاورم . از نمونه های شعر فارسی او :

 *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*

 

امروز هم از غربال تقویم بیخته شد

تا فردا و فرداهای دیگر

تلی از درشتی ها و افسوس

بر جای بگذارد . 

 

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها :