و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

 

اینجا ساعت 17 تهران است، آنجا ساعت 4 قدیم پاوه . . . !

این خیابان بلند لعنتی تمامی ندار و "کورد بودن" روایت داستان تکراری آوارگی است.

کورد بودن منم! با کفش‌های نو و میراث کهنه دربه‌دری . . .

که شب گذشته‌ست و من بی هوا دست از گریه بر نداشته‌ام.

ولیعصر بی شباهت به "هولی" ما نیست، اصلا شب که از ساعت 2 بگذرد همه چیزی در کنارت رنگ می بازد و هولی سر در می آورد.

می‌دانی !؟ اینجا همه چیزی هست، برادر! از درخت‌های فریبای سربلند بگیر تا چشمه‌های غم‌زده، همه چیزی اینجا هست و می‌آید سراغت، غیر از. . .  غیر از  آن غربت تلخی که شب ها در خلوت خیابان های پاوه گلویت را به یکباره و در تنگنا می‌فشرد.

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :