و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

برای کاک مهدی

بارها گفته‌ام که مهدی جلیلی بیشتر از آنکه یک آدمی باشد مثل بقیه آدم‌ها، . . . یک «وضعیت» است، یا اصلا چرا مثل کارشناس‌ها دارم حرف می‌زنم؟ مهدی جلیلی یک آدم نیست یک وضعیت است، یک وضعیت یعنی مرتبه‌ای از پدیده‌های به خلقت درآمده! حالتی میان شکوه و شفق، روستا و روسری، شعر و شقیقه، لبخند و قسم .و . . . کوه و کتاب!

این وضعیتی که می‌گویم بارها در شعرهایش، در کتاب خواندن‌هایش، در سلام کردن‌هایش، حتی در تاکسی سوار شدن‌هایش کشته شده است، شهید شده است. به قول مرتضا حنیفی باید به او بگوییم مهدی شهید جلیلی!

من در همین وضعیت برایش گفته ام که:

در جنگ مدرن و سنتی می‌میریم

در این گذران لعنتی می‌میریم

یک روز کنار آب و آبادانی

تنها و غریب و خطخطی می‌میریم

_____________________________________________________________

دلم یک هو برایش تنگ شد، برای مهدی، پایتخت دهاتی ما !

پایتختی صمیمی که در دل پایتخت بزرگ این روزهای آلوده‌ای! کجایی!

 

 

 

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :