و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

پشت بام مدرن ها . . .!

نکته : پنجشنبه اشکم را قورت دادم وقتی در آغوشش گرفتم ، جمعه شب مهدی از ایران رفت و سرگردانی های تهرانم تنها شد !

___________________________________

پشت بام مدرن ها  . . .!

نوشتن از پست مدرنیسم در همه جای دنیا با تعریف آن آغاز می شود و جالب آن است که در لای تعریف ها همواره گزاره ای هست که نشان می دهد پست مدرنیسم تعریف شدنی نیست .

همانطور که در مقدمه کتاب معروف " سرگشتگی نشانه ها " به این جمله بر می خوریم: تعریف پدیده ای که خود در صدد شکاکیت بر تعاریف و گذر از آن هاست بیهوده به نظر می آید .

اما به قول دکتر مرتضی مردیها ارایه نکردن تعریف از همان ابتدا مفاهمه را دشوار می کند ، البته مردیها در مورد عشق صحبت می کند و بر این اساس به رغم آنکه برای عشق تعریفی قایل نیست خود را مجبور می داند که آن را تعریف کند .

اما حتی در مقام اجبار هم ارایه کردن تعریف برای پست مدرنیسم بسیار دشوار می نماید ، به هر روی من پست مدرنیسم را برگه مجوزی برای اعاده حیثیت از تمنیات درونی افراد ، خارج از نظارت هنجارهای اجتماعی می دانم .

اصولا ساختگرایی و بعد از آن پسا ساختگرایی زیر بناهای نظری نگرش پست مدرنیستی هستند ساختگرایی به عنوان زمینه برای پساساختگرایی و پساساختگرایی به عنوان زمینه برای پست مدرنیسم .

پساساختگرایی با استمداد از آرای کسانی چون بارت ، فوکو و . . . در نهایت منجر به جلب توجه گسترده ای به وجود خوانش های متفاوت از متن و اختیار خواننده متن یا مخاطب در برداشت معانی مختلف از متن واحد شد .

امبرتو اکو نشانه شناس معروف برای بررسی هر متن ( منظور از متن در نگرش پساساختگرایی هر پدیده ایست که بتوان از آن خوانشی ارایه کرد ) سه نیت را معرفی می کند :

1 : نیت مولف 

2 : نیت متن

3 : نیت خواننده

 هر خواننده در ساده انگارانه ترین تحلیل با توجه به ابعاد فرهنگی جامعه (به صورت عام) و تجربه زیسته منحصر به فرد (به صورت خاص) و رابطه دیالکتیکی این دو ، خوانشی متفاوت از دیگری از متن دارد و از قضا در پست مدرنیسم این خوانش های متفاوت اند که مساله محوری را شکل می دهند .

موج پست مدرن در پی تکثر نامحدود معنا هاست چیزی که بارت آن را زاییده تکثر بی مرز نشانه ها و ساخت ناپذیری زبان می داند . 

تعدد و تنوع بی مرز معانی و حرمت نهادن به تمامی آنها  یعنی فروریختن اعتبار و هیمنه روایت های کلان و نابود شدن حقیقت ها و اصالت ها ، یعنی پست مدرنیسم هیچگاه معتقد به حقیقتی واحد نیست چه که اصلا وجود حقیقت را منکر می شود و حیات اجتماعی بشر را مملو از نسبیت ( به رغم آنکه نمی خواهم از کلمه نسبیت استفاده کنم ) و بی قاعده گی تعریف می کند .

اگر چه در ابتدا این نوع نگاه در درون هر فردی ممکن است ایجاد و حشت کند اما باید پذیرفت که بالواقع اعاده حیثیت از آنچه که هر فرد در نهانگاه ذهنی خویش بدان دست می یازد و ادراک می کند نطفه آزاد کردن روح بشری و زدودن زنگارهای حاصل از سلطه های تاریخی از جوامع است .

آیا این آزادی که مایلم با وام گرفتن از ادبیات بودریار آن را محو شدن و رها شدن بنامم هدف نهایی زندگی بشر است ؟

این سوال ، به سختی قابل پاسخ گویی است !

بودریار خوانشی نو از زندگی در دنیای امروزین دارد او در خیابان های کالیفرنیا قدم می زند و سوت می کشد و در ذهنش اینطور می پندارد که در بیابان بی انتهاییست و در بی انتهایی بیابان تنها اوست که حضور دارد . در بیابانی که بی چیزی طبیعت در رنگِ رفته شن ها و مرز ناپیدایش با آسمان توجه آدمی را از محیط پیرامونی اش به ابعاد جسمی اش می کشاند و این توجه حاصلی را در بر ندارد الا تمنا برای محو شدن و ناپدید شدن .

او به قول ویریلیو از زیبایی شناسی محو شدن حرف می زند از لذت آدمی و خواست درونی اش برای حل شدن در چیزی که نمی داند !

من این نگاه را (که طبیعتا خوانش منحصر بفرد ژان بودریار است با توجه به جامعه زیسته و تجربه زیسته اش و دیالکتیک این دو! ) نقطه اتصال رویکرد پست مدرنیستی به نگاه عرفانی تصور می کنم . و خوب این مساله باید با پشتوانه های نظری محکم تری بررسی شود که در اینجا قصد پرداختن به آن را ندارم .

دوران مدرن ( از مدرنیته تا مدرنیسم ) با سرمایه داری هم ارز و هم عرض است به این ترتیب همانگونه که سرمایه صرف تولید می شود تا با تحصیل سرمایه ی بیشتر دوباره صرف تولید شود و . . . به لحاظ اندیشی نیز در دوران مدرن سوال ها پاسخ داده می شوند تا سوال های دیگری خلق کنند و این چرخه ادامه پیدا کند .

اما دوران پست مدرن ( از پست مدرنیته تا پست مدرنیسم ) حتی سرمایه داری وارد مرحله ای می شود که به قول دکتر پرویز پیران به آن نام سرمایه داری متاخر ( قماری ) می دهند که در پی مصرف سرمایه است برای طلب لذت از آن ! تا سرمایه گذاری مجدد و . . . ! و به همین ترتیب به لحاظ اندیشی نیز پست مدرنیسم در پی هیچ پاسخی نیست و بهتر است بگویم نظام دوگانه پرسش - پاسخ در این دوره به هم می ریزد .

گرچه بسیاری از نهاد ها و سازمان ها از جمله دانشگاه ،‌ دولت ،‌ اقتصاد و . . .  در دوران پست مدرن با ابهام های شدیدی مواجهند اما به هر روی پست مدرنیسم راه خویش را باز کرده و مرز های فرهنگی و اجتماعی ما هم ناگزیر از پذیرش آن یعنی پذیرش دوباره خود هستند ! خودی که اینبار در صدد تحریف نیست بلکه روزنه ای را معرفی می کند تا خارج از چارچوب های هنجاری به خود بنگریم به خودی که همنشینی ما با هم است .

 نکته آخر آنکه پست مدرنیسم با تناقض های بزرگ و شارلاتانیزم نیز رابطه گرم و صمیمی دارد ! 

خواندن این کتاب ها به قول دکتر فاضلی مثل خوردن ذرت بوداده است :

سرگشتگی نشانه ها :‌مجموعه مقالات و نقد های پسامدرن :‌ فوکو ،‌بارت ،‌ واتیمو ،‌لیوتار و . . .

لذت متن : رولان بارت

نشانه شناسی : امبرتو اکو

هرمنوتیک و ساختگرایی : بابک احمدی

آمریکا : ژان بودریار

پسامدرن برای بچه ها : ژان فرانسوا لیوتار

و البته این جزوه ها نیز هم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

جزوه درسی "‌بررسی مسایل اجتماعی ایران ":‌دکتر پرویز پیران

جزوه درسی "‌روش های کیفی پژوهش در علوم اجتماعی " : دکتر محمود شهابی

جزوه درسی " فرهنگ و فناوری اطلاعات"‌: دکتر هادی خانیکی

و از این دست  . . .

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸