و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

درباره الی . . .

در باره الی فرهادی . . . !

ساعت هفت و سی دقیقه شب است و درِ ورودی سینما پیدا نیست . مردم دستشان را بلند کرده اند و بلیط های نارنجی رنگشان با دست به نگهبانان سینما نشان می دهند . من دوستانم را گم کرده ام و در میان انبوه جمعیتی که مشتاق دیدن فیلمِ سانس سوم سینما فلسطین هستند پیدا نیستم . فیلم قرار است در سالن شماره 3 نمایش داده شود و ما به اینکه تنها حدود 170 نفر از این همه جمعیت در سالن 3 می توانند فیلم را ببینند معترضیم . جمعیت فشار می آورد و در میان جیغ و داد دخترانی که زیر دست و پا دارند له می شوند سرانجام در ورودی باز می شود و به یکباره خیل عظیمی از جمعیت به همراه من و بعضی از دوستانم که هنوز له نشده اند وارد سینما می شویم .

مسولان سینما تصمیم شان را عوض می کنند و حالا قرار است فیلم در سالن اصلی اکران شود و به این ترتیب چیزی بیشتر از 370 نفر می توانند از روی صندلی ها فیلم را ببینند .

"درباره الی . . . " که شروع شد در راهروهای سالن ، جمعیتی که با فشردگی خاصی روی زمین نشسته بودند  سکوت کردند .

شروع فیلم خبر می دهد که با اثری متفاوت روبرویی !

نمایی از داخل یک صندوق صدقات که کسانی از بیرون،  در آن صدقه می اندازند . تصویری بلیغ و متفاوت !

درباره الی درباره زندگی دختری است که پایانی تلخ را به یک تلخی بی پایان ترجیح می دهد . . . و با این مقدمه کوتاه اگر فیلم را ببینید متوجه خواهید شد که بر روی تک تک دیالوگ های آن کار شده است .

ریتم یکدست و سریع فیلم که با حرکت آرام دوربین حتی در مواقعی که دوربین ثابت است ، به طرز ظریفی التهاب موجود در متن فیلم را پرورش می دهد . و البته این از علایق اصغر فرهادی است که دوربین را بر شانه های فیلمبردارش قرار دهد و فیلم های شلوغ را به نحوی تحسین برانگیز کارگردانی کند . یعنی چیزی که در این اثر به بهترین شکل نمود پیدا می کند .

در درباره الی همیشه و در هر لحظه اتفاقی هست که تماشاچی را بر صندلی اش میخکوب کند و همین توالی اتفاق ها ریتم کار را سرعت می بخشد و من آن شب ندیدم کسی را که بی حوصله به ادامه فیلم بنگرد .

سرانجام الی سرانجامی است که هر نویسنده و کارگردانی جرات ارایه آن را ندارد . دیالوگ ها و کشمکش های میان شخصیت ها همراه با حرکت های مناسب دوربین و صدابرداری فوق العاده خوب ، تعلیق نظر مخاطب را طول می دهد و هر لحظه به صورتی منطقی اطلاعاتی تازه و عجیب از الی ارایه می شود به گونه ای که کسی جرات آن را ندارد که با قطعیت سرانجام الی را حدس بزند .

در این فیلم شما تنها با صدای کاراکتر ها و دریا و اتومبیل ها سر و کار دارید و خلایی از این بابت احساس نخواهید کرد اما جالب آنجاست که در پلان پایانی فیلم که با نوای محزون ویولنسل همراه می شود تازه به یادتان می افتد که فیلم موسیقی نداشت .

مشخصه دیگر فرهادی استفاده از تمام توانایی های بازیگرانش است . یعنی علاوه بر انتخاب دقیق بازیگران نحوه بازی گرفتن از  آنها به این طرز هنرمندانه به یکدست بودن روایت فیلم کمک می کند . بازی ها چیزی کم ندارد و این گزافه نیست .

در انتها باید به صحنه پردازی خوب و مناسب فیلم بپردازم که همان التهاب موجود در فیلم را که پیشتر گفتم به نحوی پنهانی به مخاطب القا می کند . آدم احساس می کند تصویرها خیس خورده اند. من شرط می بندم بعد از دیدن فیلم _ اما ای کاش بر پرده سینما _ هوای شرجی شمال را احساس خواهید کرد .

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧