و حتی در حریم ما . . .

تو هم مومن نبودی

اصاو برمی گردد. . .

از این گوشه ی خانه به سمت اصلاحات

.........................................

....................................................................................................................................

اصلاحات را می توان به دو طیف کلی طبقه بندی کرد :

1 _ اصلاحاتی که نیروهای اجتماعی را مشتق نیروهای سیاسی می داند

2 – اصلاحاتی که نیروهای سیاسی را مشتق نیروهای اجتماعی می داند

نیروهای اجتماعی را می توان گروه ها و سازمان هایی تعریف کرد که در نظام شکل دهی به افکار عمومی تاثیر دارند از جمله گروه های فشار ، انجمن های مدنی ، مطبوعات و به طور کلی رسانه ها و . . .

و منظور از نیروهای سیاسی می تواند در وهله اول دولت ( state) و حکومت ( government) و در مرحله دوم قوه های مقننه و قضاییه است .

طیف اول اصلاحات بر اساس این اندیشه بنا می شود که نیروهای اجتماعی برآمده از نیروهای سیاسی هستند . به بیان ساده تر می توان گفت که این نیروهای سیاسی هستند که بر نیروهای اجتماعی تاثیر می گذارند و خط مشی ها و اصول کلی این نیروها را هدایت می کنند .

سعید حجاریان _ از مهم ترین تئوریسین ها اصلاحات در ایران _ از این نگرش با عنوان "اصلاحات مرده "نام می برد و ارزشی کارکردی برای این سیاست قایل نیست . چه که اصلاحات اساسا منشایی اجتماعی دارد  و در پس زمینه آن ، حرکت ، از درون و بطن جامعه به سمت تغییر در اولویت ها و ساختار های کلان سیاست تعریف می شود . بر همین مبنا می توان طیف دوم اصلاحات را از طیف اول تمییز داد .

اصلاحات طیف دوم نیروهای سیاسی را مشتق نیروهای اجتماعی می داند . بدین معنی که اصلاحات یعنی نفوذ به لایه های جامعه و تغییر در اولویت های اجتماعی سازمان ها و نهاد های غیر انتفاعی که به نوعی رهبران افکار عمومی هستند .

بر همین اساس یعنی با تغییر در مطلوب ها و ارزش های هنجاری جامعه ، به صورت اتوماتیک نیروهای سیاسی نیز _ که از نیروهای اجتماعی مشتق می شوند _ در عرصه تغییر قرار می گیرند .

بی مقدمه سوال می پرسم آیا حزب اعتماد ملی به رهبری و صدارت آقای کروبی توانسته است پایگاهی اجتماعی برای خود تعریف کند تا بر این پایه توانایی تغییر را در نیروهای اجتماعی به دست آورد .

مدت کوتاهی است که دوستان اصلاح طلبی از جمله محمد قوچانی ، عباس عبدی ، عطاا... مهاجرانی ، الیاس حضرتی ، غلامحسین کرباسچی و . . .  در زیر لوای این حزب سر برآورده اند و در روزنامه " اعتماد ملی " هر بار به نقد از برنامه های حاضر خاتمی و دولت اصلاح طلب او می پردازند .

سخن من البته باز به همان طبقه بندی نخست این نوشته بر می گردد . اینکه حزب اعتماد ملی تا چه حد توانسته است در میان نیروهای اجتماعی برای مثال دانشجویان و اساتید دانشگاهها ، رسانه ها ، گروه های مذهبی و علی الخصوص قومی  و . . . نفوذ و مقبولیت کسب کند . با توجه به اینکه ایران کشوری وسیع با فرهنگی موزاییکی است .

این موضوع دارای اهمیت کمی نیست از آن جهت که با توجه به مواردی که پیشتر ذکر شد اصلاحات برای دستیابی به اهداف خود نیازمند پشتیبانی قاطع اقشار مختلف جامعه است  و من بعید می دانم این پشتیبانی با مقرری 50 هزار تومانی _ و یا بیشتر !! _ و نمایشی از جسارت و صراحت تحقق یابد .

اصولا خیز و جنبش اصلاحات ، آرام و بلند مدت است و تحرکات تند و یکباره همراه با جبهه گیری های احساسی و قضاوت های عوام زده _ آنچه که در علوم اجتماعی massification   نامیده می شود _ آن را خدشه دار می کند .

باید توجه کرد که انقلاب های توده ای از جمله انقلاب اسلامی ایران در 57 ، همواره پس از وقوع به صورت اتوماتیک ، ساختار های کلان و مستحکم انقلابی بوجود می آورند که با گذشت زمان و نیاز به تغییر وتعدیل آنها باید به اصلاحات پناه برد  و اصلاحات منطقا با حرکت از درون و با نرم خویی فعالیت اش را آغاز می کند .

زیرا جامعه انقلابی بر اساس همین ساختار ها نضج گرفته است و شکستن به یکباره آنها نیازمند هزینه های سنگین و چه بسا غیرقابل جبرانی خواهد بود .

 اعتقاد من این است که خاتمی چه در منش و چه در عملکرد اش توانایی ادامه دادن این روند را دارد ، گرچه باید اذعان کرد که دولت سوم اصلاحات  نیازمند قاطعیت بیشتری است . با این وجود شخصیت خاتمی ظرفیت بالقوه بسیاری برای ادامه روند متناسب اصلاحات با زمان حاضر و دور نگهداشتن جامعه از تنش و برخوردهای پر هزینه را دارد .

حمایت از خاتمی نه به مناسبت شخصیت محور شدن مبحث اصلاحات بلکه بر پایه نیاز به شخصیتی چون او در عرصه قدرت است . اصلاحات در ابتدای راه است وهنوز نیازمند تئوری پردازی و برنامه ریزی است و قطعا اصلاحاتی که با خاتمی شروع شده است اگر عادلانه و عاقلانه پیش برود هرگز به خاتمی منتهی نخواهد شد .

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٧


آیا بکت زنده است ؟ هه

پاپتی روی مغز ساموئل

وبسایت شایان ربیعی

کلیسای کاتولیک چیزی در حدود 340سال بعد از محکوم کردن گالیله یعنی در سال 1992سرانجام به اشتباه بودن حکم خود اعتراف کرد .

گالیله انسان بدبختی بود ، یا به عبارت بهتر باید بگویم انسان به طور کلی در وضعیت ناجور و بغرنجی به سر می برد . شاید اگر گالیله کشته نمی شد و مثل نوح ( ع ) هزار سال عمر می کرد الآن می توانست هفدهمین سالگرد آزادی اش از زندان را جشن بگیرد.

هی . . . ! اما براساس علم بشری او حالا باید تبدیل به نفت شده باشد و احتمالا دارند صادرش می کنند به کشورهای دیگر  تا مثلا طی پالایش و فراوری های مدرن دوباره تبدیلش کنند به جوراب ، پاکت پلاستیکی ساندیس ، کرم دست و صورت و یا شاید  قیرگونی یکی از بام های خانه های یکی از شهرهای دنیا !

یاد جمله فرحبخش آن عزیز بزرگوار می افتم که آدم های زیادی را به جوخه عدم سپرد و خاطر نشان فرمود : " اگر گناهکار باشد که به سزای عملش رسیده و اگر نه که در آن یکی دنیا خدا اجرش را می دهد . "

اگر گالیله بود ، در این روزهای شلوغی فرهنگ و جشنواره و رقص و پایکوبی ،می بردمش به مجموعه تفریحی ، تجاری ، مترویی تئاتر شهر و حتما دوتا بلیط نمایش " در انتظار گودو " را تهیه می کردم تا با هم به تکرار زجر آور اجرای صدبار آن بخندیم . و دونفری روی سکوی گرد مخصوص تئاتر های خیابانی _ آره همان قالبی که که مثل دختران خیابانی ول است _ مانیفست نُچ را زندگی می بازی کردیم !! تا علاف های پارک دانشجو و بیکارهای چار راه ولیعصر یاد بگیرند که چگونه به سرگرانی ها و سرگردانی های این دنیای بیچاره بگویند " نُچ " .

دست گالیله را ول نمی کنم . باید خرفهمش کنم تا بداند که این دنیا گرد نیست بلکه حالا برای آدم هایش مثل کف دستشان شده و پته اش روی آّب افتاده .

اما نه . . . ! یقین دارم که دوباره مولانا مثل کلمه ای که یکهویی شعر ات را عاشقانه می کند می آید و احتمالا همراه با داریوش مهرجویی عزیز جلویم را می گیرد و در گوشم می گویند : " هی خُله ! به کسی نگویی ، کف دست آدم ها هم گرد است "
سرم را بلند نمی کنم ، شاهین زبانگهر و مختار غفوری و یک دو تا از بچه های دیگر هم آنجا دارند لول می خورند . آمده اند دنبال گالیله ! می خواهند ببرند طرز کار آسانسور را نشانش بدهند .
 

  
نویسنده : شایان ربیعی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :